![]() |
![]() |
|
|
شب سردی است , و من افسرده....
راه دوری است و پای خسته .... میکنم تنها از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدم ها..... سایه ای از سر دیوار گذشت; غمی افزود مرا بر غمها. فکر تاریکی و این ویرانی..... بی خبر آمد تا با دل من ..... قصه ها ساز کند پنهانی.....
نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر;سحر نزدیک است.....
هر دم این بانگ بر آرم از دل: وای! این شب چقدر تاریک است !
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 10:43 توسط رضا طاهري نياكان |
|
|
سلام
از غصه ناپديد شدن آفتاب چنان مي گريند كه ريزش اشك ها
عشق من تو باش نه براي اينکه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي..
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
ميشود حتي براي ديدن پروانه ها شيشه هاي مات يك متروكه را الماس بود دست در دست پرنده بال در بال نسيم ساقه هاي هرز اين بيشه ها را داس بود كاش مي شد حرفي از "كاش مي شد"هم نبود هرچه بود احساس
دفتر عشق
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 19:49 توسط رضا طاهري نياكان |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 10:42 توسط رضا طاهري نياكان |
|
|
در حضور خارها هم مي شود يك ياس بود |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:33 توسط رضا طاهري نياكان |
|
|
السلام علیک یا فاطمه الزهرا زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند. برهوت این دنیای خاکی شایستگی میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر، غریبانه زیستی و در وداع شبانه ات با پهلویی بیمار، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 11:3 توسط رضا طاهري نياكان |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 13:6 توسط رضا طاهري نياكان |
|
|
سلام. امروز دلم خیلی تنگه. می دونید گاهی ادم مجبوره کارهایی رو بکنه که دلش نمی خواد. گاهی خیلی زود به یه چیزی وابسته میشید و بعد بدونه اینکه بخواین مجبورید بذاریدش کنار. در صورتی که همیشه فکرتو تموم وجودت با اون و همراهشه و نمی تونی صداشو بشنوی که دوباره اسم تورو بگه و این سخت ترین آزمون این دنیاست... وایستا دنیا.. من می خوام پیاده شم......... این درست اول بد بختی هاتون میشه وقتی نه میتونی از دست رفتت رو به دست بیاری و نه...چو به دوست دل سپردم...به خود این گمان نبردم که نه بخت وصل دارم.... نه تجمل جدایی. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 13:3 توسط رضا طاهري نياكان |
|
|
به آرزوت رســـــــیدی ازم شـــــدی جـــــــدا فکر نکن برای موندنت میشم دست به دعا
سلام
به همه اونایی که به کلبه ی دلم سر می زنن ...
این پست با همه ی پستام فرق داره!دلم می خواد راجع به کسی بنویسم که زمانی بعد از خانوادم واسم عزیزترین بوده اما الان ... خوب روزگار آدمارو عوض می کنه یا شایدم این خوده آدما هستن که خودشونو چیزی غیر از اونکه هستن نشون می دن و بعد از یه مدت اون چیزی رو که واقعا هستنو ما می بینم نه چیزی که همیشه به ما نشون می دادن ...
چقدر سخته که ببینی هرچی بین تو و دوستت اتفاق می افتاده حتی تک تکه مکالمه هاتون به یه نفر گزارش می شده و خودت خبر نداشتی !
چقدر سخته که بفهمی دوستی رو که پیدا کردی تا تاآخر عمرت بتونی مثه دیوار بهش تکیه کنی فکر میکردی فرشته ست اما فقط لباس فرشته ها رو داشته !
سخته که بفهمی کسی رو که یه مدت تمامه وقت و زندگیتو پاش گذاشتی دوستت نداشته و تمام مدت تورو فریب می داده تا فکر کنی دوستت داره و می فهمی که اینقدر براش بی ارزش بودی که حتی یه قدم هم برات بر نمی داشته چه برسه به این که بخواد بهت بگه نرو !
اصلا خیلی سخته بفهمی راجع به دوستت چقدر اشتباه کردی ! با توام ... آره خودت ...
می دونی الان چقدر غصه می خورم واسه خودم و واسه تو ؟ هردومون خیلی اشتباه کردیم وگرنه الان وضع مون این نبود ...
هرچی رو که ببخشم یا فراموش کنم اما هرگز حرفای زشتی رو که به خاطره تو شنیدم رو نمی تونم ...
خدا تورو ببخشه ... خدا تورو ببخشه
اگه دوستم نداشتی اگه به جای مرهم غم رو دلم گذاشتی
خدا تورو ببخشه
که با دلم نبودی حالا دارم می فهمم که هیچ کسم نبودی
آخه دلم می سوزه ...
دیگه برام مهم نیست منو به کی فروختی
ولی دلم می سوزه پای غریبه سوختی
خدا تورو ببخشه
اگه زندگی بدون تو اشتباهه ازین لحظه به بعد می خوام در بزرگترین اشتباه به سر ببرم ...
دگر در هيچ جاي دنيا سراغي از تو نگيرم
خاطرات با تو بودن را به خاک سپردم فقط روزهاي جمعه براي فاتحه به گورستان دلم سر میزنم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 13:1 توسط رضا طاهري نياكان |
|
![]() الا ! اي مهين مالك آسمانها |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 12:58 توسط رضا طاهري نياكان |
|
|
سلام من به محرم محرم گل زهرا |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 12:55 توسط رضا طاهري نياكان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟
با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو... گفتم به خاطر هیچ کس پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم می خواست داد بزنم به خاطر دل تو... گفتم بخاطر هیچ چیز پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده بود گفت:بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست |
| پیوندهای روزانه |
|
بیات سوگند مهتاب وفاطمه حمید عليرضا زندگی کوتاه است اما احساس ابدی رضا شيدا سمانه درسا آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
هفته دوم خرداد 1387 هفته اوّل خرداد 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 |
| پیوندها |